X
تبلیغات
شبنم تنهایی من - شعر به من گفتی تا که دل دریا کن، محمدابراهیم جعفری

شبنم تنهایی من

شرح تنهایی من

شعر به من گفتی تا که دل دریا کن، محمدابراهیم جعفری


تو

به من گفتی تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

سایه­ها رویا با بوی گل­ها

 

که بوی گُل

ناله مرغ شب، تشنگی­ها بر لب

پنجه­ها در گیسو

عطر شب بو

 

بزن قلتی اطلسی­ها را

برگ افرا در

باغ رویاها

بلبلی می­خواند، سایه­ای می­ماند

مستُ تنها

 

 

نگاه تو

شکفه آه تو

حُرم دستان تو

گرمی جان تو

با نفس­هات

 

به من گفتی

تا که دل دریا کن

بند گیسو وا کن

ابر باران زا، شب، بوی دریا

 

به ساحل­ها

موج بی تابی را

در قدم­های پا، در وصال رویا

گردش ماهی­ها، بوسه ما

بوسه ما

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 13:58  توسط شبنم  |