X
تبلیغات
شبنم تنهایی من - شعر زن ، سيمين بهبهاني

شبنم تنهایی من

شرح تنهایی من

شعر زن ، سيمين بهبهاني

 

زنی را می شناسم من    که شوق بال و پر دارد
 

ولی از بس که پُر شور است    دو صد بیم از سفر دارد

 زنی را می شناسم من     که در یک گوشه ی خانه
 

میان شستن و پختن    درون آشپزخانه
 

سرود عشق می خواند   نگاهش ساده و تنهاست
 

صدایش خسته و محزون   امیدش در ته فرداست
 

زنی را می شناسم من    که می گوید پشیمان است
 

چرا دل را به او بسته     کجا او لایق آنست؟
 

زنی هم زیر لب گوید    گریزانم از این خانه
 

ولی از خود چنین پرسد    چه کس موهای طفلم را
 

پس از من می زند شانه؟   

زنی آبستن درد است   زنی نوزاد غم دارد
 

زنی می گرید و گوید    به سینه شیر کم دارد
 

زنی با تار تنهایی   لباس تور می بافد

 زنی در کنج تاریکی    نماز نور می خواند
 

زنی خو کرده با زنجیر  زنی مانوس با زندان
 

تمام سهم او اینست:    نگاه سرد زندانبان!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 15:43  توسط شبنم  |